محمد تقي المجلسي ( الأول )
12
لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )
فريضه مقرر فرموده است كه مستحق حمد و ثواب نمىشوند مگر به اداء آن فريضه و آن زكاتست كه به سبب آن خونهاى خود را محفوظ مىگرداند يعنى اگر ندهند ايشان را مىتوان كشتن تا بگيرند و به سبب اين در زمره مسلمانانند يعنى اگر زكات ندهند ايشان را مسلمان نمىتوان گفتن و ليكن حق سبحانه و تعالى در اموال اغنيا حقوقى ديگر غير از زكات مقرر ساخته چنان كه فرموده است در مدح جمعى كه در اموال ايشان حقى هست معلوم از جهة سايلان و محرومان كه غالبا به سبب عدم سؤال محرومند يا جمعىاند كه در تجارات بركت ندارند هر كارى كه مىكنند نقصان مىكنند چنان كه احاديث در تفسير محروم به اين معنى وارد شده است ديگر از اينجا صدوق برداشته است پس حضرت فرمودند كه حق معلوم غير از زكاتست و آن چيزى است كه آدمى بر خود فرض مىكند يعنى مقرر مىسازد يا كالواجب مىكند كه ترك آن نكند و واجبست كه آن را بر خود واجب گرداند به قدر طاقت و وسع خودش و فراخى مالش پس آن چه مقرر ساخته است بر خود اگر خواهد هر روز بدهد و اگر خواهد هر هفته و اگر خواهد هر ماه و ظاهرا اين تتمه را صدوق از جهة اختصار اول مىاندازد و چون مىبيند كه معنى متغير مىشود در آخر ذكر مىكند و اگر در جاى خود مىآورد اربط بود و ادل بر مقصود و حضرت فرمودند كه حق سبحانه و تعالى فرموده است كه قرض دهيد به خدا قرض نيكو و اين غير زكاتست و صدوق اين را انداخته است به گمان آن كه آيه ما بعد كافى است و چنين نيست زيرا كه گذشت كه اخبار بسيار وارد شده است كه مراد از اين آيه صله امام است به خمس و غير آن پس اين غير زكاتست ، ديگر حق سبحانه و تعالى فرموده است كه * ( يُنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناهُمْ سِرًّا وَعَلانِيَةً ) * يعنى جماعتىاند كه از آن چه ما